روز شنبه بعد از حدود بیست سال جهت تماشای بازی فوتبال نفت با تیم اتکای شمال به ورزشگاه تختی مسجدسلیمان رفتم.از دیدن شور و حرارت تماشاچیان کیف کردم.تمام بچه هایم را نیز همراه خودم برده بودم که یکی از پسرهایم نیز فیلمی از تشویق تماشاچیان و بازی گرفت.همچنین نکته ای که خیلی جلب توجه می کرد وجود تعدادی تشمال در ورزشگاه بود که لذت تماشای بازی را چند برابر کرده بود.البته یک نکته منفی بین تعدادی از تماشاچیان توهین به داور و بازیکنان تیم مقابل بود که امیدوارم در بازیهای بعدی شاهد این مورد منفی نباشیم.در هر حال بعد از مدتها از اینکه در کنار شمار زیادی از همشهریانم بودم لذت بردم و به خاطره ای جالب برایم تبدیل شد.
برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.
«دل هر ایرانی آتشکده ای است»
ابراهیم پور داوود
پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری
از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.
در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.[1]
نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری)است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :
«... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه
هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»[2]
در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده
است.
دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :
ستاره شمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام
را
اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بُد
درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از
بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی می
و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
ز جیهون همی آتش افروختند زمین و
هوا را همی سوختند [3]
درباره ی این سروده های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است :
نخست اینکه بر مبنای واژه نامه ی «فریتس وُلف»، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است.
هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به سدها سال پیش از آن باز می گردد.
دویم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.
سیُم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند و بخصوص چارشنبه را «گاهِ کام و جشن» دانسته اند.[4]
این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی می پردازند و پسانگاه پسران و مردان آن را ادامه می دهند.
در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران)) جشن چارشنبه سوری در هر چهار چارشنبه ی اسفندماه برگزار می شود. برخی جشن چارشنبه سوری را به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می کنند در حالی
که این پندار درست به نظر نمی رسد. هرچند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام می شود. سرودها و ترانه های معروف چارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارند.[5]
گستره ی برگزاری جشن چهارشنبه سوری
در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آنو سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار می شود. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود.[6]
مراسم شب چهارشنبه سوری
در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد
سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت
امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و
«امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :
آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از
چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن
خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...
گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری در جای جای ایران
مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی
برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم
کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.
در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز، در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما»[7]
در بدخشان و شمال افغانستان نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.
در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز
در کاشغر مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز
ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و
سوزاندیم».
در آذربایجان، جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین
به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.
در روستای هشترود مراغه، هفت سنگ بر پیرامون بام
خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از
پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با
گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.
در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران
جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران
در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.
در کرمانشاه زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.
مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه،
چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.
زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.
در خراسان هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.
در بین ترکمنان بجنورد از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.
در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و درون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی
دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.
در تهران، زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره می زنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود.[8]
آجیل چهارشنبه سوری
آجیل چهارشنبه سوری نیز همچون همه ی جشن های ایرانی جز ضروریات سفره ی شب چهارشنبه سوری می باشد که از هفت نوع میوه ی خشک و برنج، عدس، خرسِه، نخود، تخمه ی آفتابگردان، تخمه کدوی بو داده، کشمش و گردو تهیه شده و در هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره ی چهارشنبه سوری می گذاشتند. از این آجیل همه ی اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند، سپس در کوزه ی کهنه ی سال پیشین مقداری آب ریخته از بالای بام به زمین می انداختند زیرا می گفتند
که فروهرها از کوزه ی نو دیدن خواهند کرد و از آب آن کوزه ی کهنه که به معنی روشنایی بود در خانه آن ها پاشیده می شد.در زمان ساسانیان به جای آب سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند به منزله ی این که روزی و برکت برای آنان نازل شود.[9]
ورزش ایرانی: به میزبانی مسجد سلیمان و در زمین گلف این شهر رقابتهای دوازدهمین یادواره مرحوم شهباز حسین پور برگزار شد.
خوزنیوز: هفته گذشته خسرو معتضد، مورخ و کارشناس در یک برنامه تلویزیونی اظهاراتی را در مورد قوم بختیاری بیان کرد که موجی از اعتراض را در بین مردم این قوم ایجاد کرد.
دکتر اسماعیل جلیلی ، رییس مجمع نمایندگان استان خوزستان در این باره به خبرنگار خوزنیوز گفت: مقام معظم رهبری با نطق هوشمندانه خودشان قبل از شروع فضای سیاسی انتخابات بخاطر مدیریت کردن جو سیاسی فرمودند :« از امروز تا روز انتخابات هرکس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف بکار گیرد قطعا به کشور خیانت کرده است.» این نوع گفتمان بیانگر یک چیز است که حساسیت های جامعه ما در شرایط فعلی بسیار بالاست.

نماینده مردم مسجدسلیمان افزود: صدا و سیما به عنوان یک مرکز ملی که با هدف انسجام و یکپارچگی در جامعه وظیفه مهمی برعهده اش است و اساسا صیانت از یکپارچگی نظام برعهده نهادهای نظام و خصوصا برعهده صدا و سیما ست.
وی افزود: اصولا استفاده از افرادی که دامن به اختلاف در حوزه قومیت ها می زنند پسندیده نیست. کشور ما ایران برگرفته از قومیت های مختلف است که صدها و هزاران سال برادارانه در کنار هم زندگی کرده اند و همواره در کنار هم از کیان ملی و مملکت ما دفاع کرده اند و وجود آنها در کنار هم هویت ملی ما را شکل داده اند. بطور خاص در حوزه مرکزی قومیت بختیاری این افتخار را داشته است که در دفاع از کشور خودش و در حمایت از وحدت و اتحاد ملی نهایت تلاش و کوشش خود را در کنار سایر اقوام داشته است.
جلیلی ادامه داد: متاسفانه گاهی برخی از افراد که رویکرد آنها مبتنی برایجاد تفرقه و نفاق در جامعه هست از حوزه و منابع ملی استفاده می کنند و دست به اقدامات و گفتارهایی می زنند که نتیجه آن جز ایجاد آشوب و تنش در جامعه چیزی نیست. به نظر من فرمایش مقام معظم رهبری در مورد ایجاد اختلاف مشمول عملکرد این فردی است که در صدا و سیما از امکانات و منابع ملی استفاده می کند و سعی دارد این تنش را در جامعه القا بکند و من به صراحت و طبق تعبیر صریح مقام معظم رهبری می گویم ایشان به کشور خیانت کرده است.
البته قبل از این در مورد اقوام دیگر هم همچنین مباحثی مطرح بوده است.
رییس مجمع نمایندگان خوزستان بیان داشت: شما از روزی که ایشان دست به این کار زده است ببینید چه فضای التهاب آلودی در حوزه قومیتی ما و به طور خاص قوم بختیاری اتفاق افتاده است. پیامک هایی که زده می شود، تلفن هایی که زده می شود، مقالات و گفتارها و یادداشت هایی که نوشته می شود، وبلاگ هایی که موضع می گیرند را رصد کنید. چرا از جیب مردم بر علیه مردم باید استفاده بشود و این عین خیانت است.
وی افزود: حتی این صحبت ها باعث شده است که سایت های ضد انقلاب هم از این گفته ها سوء استفاده کنند و این بهانه به دست دشمن دادن است. ببینید ما نباید به مسائل قومی دامن بزنیم ولی انسجام و هویت استراتژیک ما در آینده مبتنی بر قومیت های ماست. ما که نمی توانیم قومیت ها را نادیده بگیریم. بعد هم چه ضرورتی دارد که یک قومیت را متهم بکنیم که ایرانی نیستند.
جلیلی تصریح کرد: من سئوالم این است که آقای معتضد هویتش مربوط به کجاست. ایشان که در زمان رضاشاه و شاه ملعون خانواده اش در دربار بوده اند و از آن دستگاه ارتزاق می کردند چطور الان می آید و برای یک قومیت پاک سخن پراکنی و دهن کجی می کند. یک آدم با این سوابق خانوادگی هویت یک قوم را زیر سئوال می برد آن هم در دستگاه ملی که وظیفه حفظ انسجام ملی را بعهده دارد. تا حالا کسی به خودش اجازه نداده است که همچنین گستاخی ای بکند. شک ندارم این اظهارات در جهت تحقق اهداف دشمنان انقلاب ، ام ای 6 ، سیا و موساد است که یکی از اهداف آنها
ایجاد انشقاق در بین قومیت هاست. کارهای اینگونه که به صراحت می گویم هدفمند هم هست در جهت تحقق اهداف دشمن است.
نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا ادامه داد: این صحبت ها در بهمن ماه و درایام دهه فجر که همه حول محور انقلاب و ولایت و رهبری جمع شده اند ، ایشان چه هدفی را دنبال می کند. من دوباره و به صراحت و بر طبق تعبیر مقام معظم رهبری می گویم که این اظهارات خیانت است. تاریخ نگاری که نان را به نرخ روز می خورد تاریخ نگار نیست.
جلیلی افزود: تاریخ تحریف شده به درد هیچکس نمی خورد. آقای معتضد مستندات شما چیست که اینگونه جو جامعه را ملتهب می کنید. چطور است که در عهد هخامنشیان و قبل از آن با محوریت قومیت مرکز نشین و زاگرس نشین به نام بختیاری مواجه بوده ایم اما یک انسان کوته فکر این چنین تهمت می زند.
رییس مجمع نمایندگان خوزستان در پایان اظهار داشت: من روز سه شنبه در این زمینه در صحن علنی مجلس به آقای ضرغامی تذکر خواهم داد چون این اقدام ها را خیانت به کشور می دانم
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرمشهر گفت: امروز چهارشنبه در مراسمی از تندیس شهید بهنام محمدی در خرمشهر رونمایی شد.
سرهنگ عادل فرهانیان اظهار کرد: کار طراحی وساخت این تندیس در راستای ارج نهادن به مقام شامخ شهید مقام بهنام محمدی و توسط ناحیه مقاومت بسیج شهرستان خرمشهر انجام شده است.
وی افزود: برای ساخت تندیس یاد شده اعتباری بالغ بر 60 میلیون ریال هزینه شده است.
سرهنگ فرهانیان اظهار کرد: از آنجائی که شهید بهنام محمدی در خیابان آرش سابق (شهید بهنام محمدی فعلی) به شهادت رسید به همین دلیل محل نصب تندیس نیز همین خیابان در نظر گرفته شد.
وی تصریح کرد: شهید بهنام محمدی نخستین رزمنده شهید١٣ساله جنگ
تحمیلی بود که در دوازدهم بهمن ماه سال 1345 در منزل پدر بزرگش در خرمشهر به دنیا آمد.
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج خرمشهر یادآور شد: این شهید در بیست و هشتم مهر ماه سال 59 براثر برخورد ترکش خمپاره به قلبش درخیابان شهید بهنام محمدی (آرش قدیم) به درج شهادت نایل شد.
سرهنگ فرهانیان گفت: بهنام همواره به دوستانش توصیه می کرد که «از شما می خواهم که نکند امام تنها بماند و خدای ناکرده کربلا تکرار شود، به خدا توکل کنید و در راه انقلاب و اسلام مستدام باشید».
دکتر جلیلی :تلاش دولت برای افزایش 4.5 برابری قیمت ها
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از توافقات نسبی در جلسات مشترک دولت و مجلس برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها و درآمد بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی خبر داد و گفت دولت قصد دارد به طور متوسط قیمت حامل های انرژی را تا ۴.۵ برابر افزایش دهد.
وی ادامه داد: این درآمد نسبت به شرایط فعلی یعنی حدود افزایش ۴.۵ برابری در قیمت حامل های انرژی و به احتمال زیاد دولت در لایحه بودجه ۹۲ این رقم را جزو پیش بینی های خود لحاظ خواهد کرد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس خاطر نشان کرد: درآمد امسال دولت از هدفمندی یارانه ها و افزایش قیمت حامل های انرژی کمتر از ۳۰ هزار میلیارد تومان بوده است. فاصله بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار میلیارد تومان فاصله زیادی است و مجلس قطعا مخالف این رشد ناگهانی است و در صورتیکه چنین پیشنهادی در صحن مجلس مطرح شود، اکثریت مجلس با آن مخالفت می کنند هر چند که اکثریت نمایندگان حاضر در نشست مشترک دولت و مجلس به این نظر دولت نزدیک شدند.
نماینده مردم مسجدسلیمان لالی اندیکا و هفتکل در مجلس شورای اسلامی : در صورتیکه دولت بخواهد بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد از هدفمندی یارانه ها در مرحله دوم داشته باشد، نرخ حامل های انرژی به صورت ترکیبی و به طور میانگین ۴.۵ برابر رشد خواهد داشت، اما اینکه هر کدام از حامل های انرژی چه قیمتی داشته باشد، این به اختیار دولت است.
دکتر جلیلی گفت: دولت تلاش می کند بحث افزایش حامل های انرژی را حتما در دستور کار خود قرار دهد تا بتواند اهداف خود را در کسری بودجه و همچنین اجرای فاز دوم هدفمندی پیاده کند. از طرف دیگر مجلس به دلیل دغدغه هایی که در حوزه معیشت مردم از قبیل گرانی و تورم دارد، چنین درآمدی را تهدید می داند.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یادآور شد: تعدادی از نمایندگان حاضر در جلسات مشترک مجلس و دولت از جمله چند چهره شاخص اقتصادی از شب گذشته این جلسات را ترک کردند، چون معتقدند دولت تلاش دارد نظر خود را به جمع تحمیل کند.
حس بسیار تلخی ست، عمری در صدر بودن و حالا در قعر ایستادن و نگریستن به وضعی که هیچ از دستت ساخته نیست تا حلّال آن باشی. اولین باشی اما بعد از مدتی در آخرین که نه، کمتر از آخرین باشی!
اگر کسی نباشد دستت را بگیرد؟ اگر دل کسی به حالت نسوزد؟ آنگاه چه خواهی کرد؟ اسیر نداشته ها میمانی و همچنان دل در گرو نداشتهها و با چشمانی ملتمس آرزوها، خیره به دنبال ناجی می گردی؟ اگر زبان نداشته باشی که فریاد برآوری چه؟ اگر با زبان بیزبانی فریاد برآوری اما کسی حرف دلت را نفهمد چه؟ و یا اینکه فریادهای بی کلامت را بشنوند اما بی تفاوت از کنارت رد شوند چه؟
استان: خوزستان، شهرستان: مسجدسلیمان...
شهری که بر پیشانی بند تاریخیاش، افتخاراتی همچون اولین فردوگاه کشور، اولین راه آهن کشور و اولین و مجهزترین بیمارستان کشور نقش بسته است.
ساعت 12:02 به تعیین وقت ساعت مچی من است که به بهانهای که ملت به مریض خانه رجوع می کنند ما هم به بیمارستان 22 بهمن این شهر ورود پیدا میکنیم.
بیمارستان نفت این شهر زمانی به حدی مجهز بوده که رضاشاه پهلوی صرف نظر از هویت نامتناسبش به عنوان بالاترین مقام این کشور، برای درمان از تهران به بیمارستان این شهر میآید اما...
اما حالا ساعت 12:02 روز شنبه است و من با یکی از اسفبارترین صحنههای رخ داده در اصلیترین بیمارستانهای این شهر روبرو هستم. در گوشهای غریب و جدا از محل تجمع بیماران، مادری کودکش را در آغوش گرفته و پشت به جمعیت به گونه ای که انگار بچهاش را از چیزی حفاظت می کند ایستاده است. نزدیکتر میروم. دختر بچهای حدوداً 4 ساله با صورت و سینهای سوخته در آغوش مادر با چشمانی که به سختی به من نگاه میکند، نالهای بی کلام از وضع موجود در نگاهش جوش و خروش میکند.
با مادرش هم کلام میشوم، می گوید اسمش یکتا است. آبِ جوش صورتش و
سینه اش را سوزانده است. زن به گونهای که انگار بابت وضع رخ داده خود را مقصر
میداند، نگاهش را از من میگیرد و نگاهش را به کودکی که درون آغوشش آرام گرفته است گره میزند. از او پرسیدم چرا اینجا نشسته است، گفت: میترسم بچه عفونت کند چون هم بیمارستان بهداشت ندارد هم این که بوی عطری، چیزی به او نخورد... لحظه ای سکوت در بین نگاه هایمان ماوا گرفت، زن از من پرسید ساعت چند است گفتم 12:02. با تعجب گفت ساعت 12 است. انگار که درد بچهاش گذر زمان را از یادش برده بود و حالا به خود آمده بود و درد اتفاق افتاده را حس میکرد.
به او گفتم مورد شما اورژانسی است چرا زودتر به پزشک مراجعه نمیکنید؟ جواب زن مثل حال دردآور بچهاش دردآور بود. گفت از ساعت 8 صبح اینجا نشستهام، میخواهم چشم هایش را به دکتر نشان دهم اما دکتر هنوز نیامده است و زن این طور معطل شدنش را توضیح می دهد: می گویندکه این پزشک از شهر دیگری میآید و بعد از یک بیمارستان دیگر به این بیمارستان سر خواهد زد. به کودک نگاهی کردم دلم سوخت، بدون معطلی پایین آمدم تا شاید مسئولی را برای پاسخگویی بیابم. پرسیدم گفتند این بیمارستان مدتی است که رئیس ندارد خانمی سرپرست آن است که مکان اسکانش از بیمارستان فاصله زیادی دارد...
روی باز گشتن را نداشتم. من که دیگر توان دیدن آن دختربچه را نداشتم. ذهنم پراز تنش بود شهری که زمانی بالاترین مقام کشورش برای درمان به آنجا میآمد حالا کارش به جایی رسیده است که مردمش باید ساعتها در بیمارستانها منتظر بمانند تا پزشکی از شهری دیگر بیاید و آنها را درمان کند. نکته دیگر اینکه سالهاست که این کم کاریها به بهانه در حال ساخت بودن بیمارستانی جدید توجیه میشود، اما این وضع همچنان باقی است. و با وجود اینکه نماینده سابق این شهر رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بود و 16 سال بر این شهر صدارت کرد، اما ...اما، بگذاریم و بگذریم.
یکتای کوچک، ببخش که کاری از دستم بر نیامد تا برایت انجام دهم... ببخش که نتوانستم بعضیها را از خواب بیدار کنم آخر خوابشان خیلی سنگین است... ببخش که نتوانستم تلنگری به دنیاطلبی آدمهایی که در قبال تو و امثال تو مسئولند بزنم. تو ببخش شاید، البته شاید خدا هم آن ها را ببخشد.

دو بیمارستانی که دنبال
اعتبارند
به گزارش خبرنگار رجانیوز، کمبود پزشک متخصص چشم، قلب، ارتوپد، داخلی و ... در شهرستان یکی از معضلات درمانی این شهرستان است که ضرورت توجه بیش از پیش مسئولان را میطلبد.
در حال حاضر در شهرستان مسجد سلیمان سه بیمارستان وجود دارد که هر سه قدیمی هستند که اصلیترین آنها بیمارستان قدیمی 22 بهمن است که بیش از 50 سال قدمت دارد و بافت آن کاملا فرسوده است.
دو بیمارستان در حال ساخت نیز در این شهرستان وجود دارد که یکی از آنها
۲۵ هزار متر مربع زیر بنا دارد و ۱۶۰ تختخوابی است. ساخت این بیمارستان در سال ۸6
آغاز شده و تاکنون بیش از ۷۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است و علی رغم وعده مسئولان برای افتتاح آن در پایان سال 90، به علت کمبود اعتبار لازم باز هم افتتاح آن به تعویق افتاده و وعده پایان سال 91 را دادهاند. این بیمارستان جزو مصوبات سفر اول
هیات دولت است و با توجه به اینکه بیماران شهرستانهای لالی و اندیکا نیز به این
بیمارستان مراجعه میکنند، میتواند بخش زیادی از مشکلات درمانی منطقه را رفع
کند.
دیگر بیمارستان مسجد سلیمان که با اعتبارات وزارت نفت در مراحل ساخت آن آغاز شد ۲۲ تختخوابی است و بعد از 15 درصد پیشرفت فیزیکی، به علت کمبود اعتبار و تخلف پیمانکار متوقف شده درصورتی که مشابه همین بیمارستان در شهرستان آغاجاری و گچساران به بهره برداری رسیده است.
بیمارستانی که بیش از 6 سال است که قرار است با بودجه شرکت نفت ساخته شود اما تنها 15 درصد کار آن پیشرفته است.
وزارت کشور؛
روستای جعفرآباد مرکز بخش آبژدان پس از ادغام با روستاهای ناصرخسرو، یکبرجی، شهرک یاسر و آبژدان همین بخش به شهر تبدیل و به عنوان شهر آبژدان نامگذاری میشود.
مطالب قدیمی تر » موسیقی بختیاری
